خیلی سخته چیزی رو که تا دیشب بود یادگاری صبح بلند شی و ببینی که دیگه دوسش نداری خیلی سخته که نباشه هیچ جایی برای آشتی بی وفا شه اون کسی که جونتو واسش گذاشتی
خیلی سخته اون کسی که اومد و کردت دیوونه هوساش وقتی تموم شد بگه پیشت نمی مونه
خیلی سخته اون که می گفت واسه چشات می میره بره و دیگه سراغی از تو ونگات نگیره
خیلی سخته تا یه روزی حرفهای اون باورت شه نکنه یه روز ندامت راه تلخ آخرت شه
کاش مجازات بدی داشت توی قانون بی وفایی خیلی سخته که ببینی کسی عاشقیش دروغه چقدر از گریه اون شب چشم تو سرش شلوغه
خیلی سخته تا همیشه پای وعده ها نشستن چقدر قشنگه اما واسه ی کسی شکستن خیلی سخته واسه ی اون بشکنه یه روز غرورت اون نخواد ولی بمونه همیشه سنگ صبورت خیلی سخته بودن تو واسه ی اون بشه عادت دیگه بوسیدن دستات واسه اون نشه عبادت
خیلی سخته چشمای تو واسه ی اون کسی خیسه که پیام داده یه عمر واسه تو نمی نویسه
خیلی سخته اونکه دیروز تو واسش یه رویا بودی از یادش رفته که واسش تو تموم دنیا بودی
خداحافظ شايد تنها بموني خداحافظ شايد قدر نگاهم و بدوني خداحافظ شايد آسوده باشي شايد تنها تو کنج خونه باشي خداحافظ شايد خوشحالي حالا از اون وقتي که من رفتم تا حالا خداحافظ بدون دل تيکه پاره است مثل ابر بهاري که ميباره
خداحافظ ولي خوب بازي کردي ميون گريه هام خوشحالي کردي خداحافظ شايد يادت بياره که دل تنها به عشق تو دچاره
یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388 توسط آزاده . بهاره 1370 |
مي خوام امشب تنها باشم توي خواب و رويا باشم مي خوام امشب زيباي من عاشق تو و دنيا باشم ببين که غرق آتشم از عشق تو چه مي کشم واي در اين شام مهتاب بمان که مستم و بي تاب واي واي، امشب در سر شوري دارم واي واي، امشب در دل نوري دارم واي واي، دنيا دنيا دوستت دارم از عشق تو بي قرارم همه خواب و من بيدارم، واي
مي خوام امشب شيرين من واسه عشقت فرهاد باشم نذار امشب با ياد تو مثل برگي بر باد باشم ببين که غرق آتشم از عشق تو چه مي کشم
یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388 توسط آزاده . بهاره 1370 |
من بي تو هيچم تو باورم نکن خيسم ز گريه تنهاترم نکن عاشق نبودم تا با تو سر کنم آتش نبودم خاکسترم نکن اگه عاشقت نبودم اگه بي تو زنده بودم تو بمون که بي تو غصه ميخورم اگه دل به تو نبستم اگه اين منم که هستم ولي از هواي گريه پرم اگه شکوه دارم از تو اگه بيقرارم از تو تو بمون که آشيانه ام تويي
به هوايت اي ستاره به تو ميرسم دوباره اگه عاشقم بهانمه ام تويي
دل کنده بودم از همزبونيت پنهون نکردي از من نشونيت من پا کشيدم از عهد بسته ام تو پا فشردي بر مهربونيت اگه همزمون نبودم اگه مهربون نبودم چه کنم دل اين دل شکسته ام رو اگه سرد و مرده بودم ا گه پر نميگشودم به تو بستم اين دو بال بسته رو
پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388 توسط آزاده . بهاره 1370 |
گريه نميکنم ..چون سکوت حاکم بر دشت خيال شکسته ميشود گريه نميکنم چون گفتي دنيا کوتاهتر از آن است که ارزش اشکمان را داشته باشد بغض نميکنم ..ديگر اجازه نميدهم صداي گريه هايم بين عقريبه هاي ساعت گوشه ي اتاق اسير شود براي تو مينويسم براي تو که شوق زيستن را در من زنده کردي .. اما فهميدم که عشق دروغ است ... براي هميشه خداحافظي ميکنم با عشق ..
پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388 توسط آزاده . بهاره 1370 |
من پذيرفتم که عشق افسانه است اين دل درد آشنا ديوانه است
مي روم شايد فراموشت کنم با فراموشي هم آغوشت کنم
مي روم از رفتن من شاد باش از عذاب ديدنم آزادباش
گر چه تو تنها تر از ما مي روي آرزو دارم ولي محبت ره به دل دادن صفاي سينه ميخواهد
به ياد يکدگر بودن دلي بي کينه ميخواهد
اگر دورم ز ديدارت دليل بي وفايي نيست وفا ان است که نامت را هميشه بر زبان دارم آرزويم اين است نرود اشك در چشم تو هرگز مگر از شوق زياد......نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز........
پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388 توسط آزاده . بهاره 1370 |
آزاده دانشجو کاردانی کامپیوتر دانشگاه آزاد واحد تهران-غرب. بهاره پیش دانشگاهی رشته ریاضی فیزیک.